من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
کليسا فرياد بر ميدارد: «آنچه نداريد ايمان است.» و آناريوس ميگويد: «آنچه نداريد هنر است.» شايد حق با آنها باشد. من اما بر اين باورم که آنچه نداريم خوشي است. آن شور و شوقي که آگاهي متعالي به زندگي ميبخشد، آن ادراک زندگي به عنوان چيزي شاد، جشني و سروري – يعني خلاصه همان چيزي که ما را شيفته و مجذوب رنسانس ميکند. اما قدر و قيمتي که به هر لحظه از زمان داده ميشود، و انديشه بشتاب- بشتاب به عنوان مهمترين هدف زيستن- بيگمان قهارترين دشمن خوشي است. با لبخند آرزومندانهاي بر لب شرح زندگيهاي آرام و مطبوع روستايي و سفرهاي دلپذير ايام گذشته را ميخوانيم. --
نظرات شما عزیزان: